مرتضى مطهرى
364
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
همهء مقولات ارسطويى از همين معقولات اوليه درست مىشود ؛ يعنى اشياء عينىاى كه ما در خارج داريم از تحت اين معقولات اوليه خارج نيستند ولى ميان اينها تقسيم مىشوند ، بعضى از اين مقوله هستند بعضى از مقوله ديگر . مثلا بعضى مقولات تحت جوهرند ، بعضى مقولات تحت كيفند ، بعضى مقولات تحت كمّند . پس اين مقولات در عين اينكه ميان يك دسته از موجودات مشتركند ميان همهء موجودات مشترك نيستند . اينها را مىگوييم معقولات اوليه . معقولات ثانيه در عقل و در ذهن انسان يك سلسله معقولات يعنى معانى كلى ديگر هست كه اينها قطعا از سنخ معقولات اوليه نيستند ؛ يعنى اينها صورت اعيان نيستند كه انعكاس دستهاى از اعيان اشياء در ذهن باشند . اولا يك امتياز اينها اين است كه معقولات اولى مسبوق به يكى از حواساند ولى معقولات ثانيه مسبوق به حس نيستند ؛ يعنى اين مراحل سهگانه يا چهارگانهء قبلى را طى نكردهاند كه اول صورت حسى داشته باشند ، بعد صورت خيالى و بعد صورت عقلى ، بلكه اصلا صورت حسى و صورت خيالى براى اينها فرض نمىشود . ديگر اينكه اينها اختصاصى نيستند ، بر خلاف معقولات اوليه كه به گروههاى معين اختصاص دارند ، يكى به گروه جوهر ، يكى به گروه كيف ، يكى به گروه كم ، و باز در مادون اينها يكى به نوعى از انواع كيف ، يكى به نوع ديگرى از كيف ، يكى به نوعى از كم ، يكى به نوعى از جوهر . اينها اساسا داخل آن مقولات نيستند و بلكه اعم از اين مقولاتند ؛ يعنى در آن واحد درباره همهء اين مقولات يا چند تا از اين مقولات صدق مىكنند .
--> درك مىكنيد . مىگويند گوسفند اين عداوت را كه يك معنى است نسبت به گرگ درك مىكند . مىگويند يك قوهاى در او هست كه اين عداوت را درك مىكند . اسم اين قوه را ما مىگذاريم « قوهء واهمه » . بعد مىگويند در انسان هم اين واهمه وجود دارد ولى در حد ضعيفتر . اين همان چيزى است كه امروز به آن نام « غريزهء ادراكى » دادهاند . آن وقت تحليل و توجيه اينكه اين غريزهء ادراكى چيست و آيا واقعا ما مىتوانيم به يك قوهء ديگر مستقل از اين قوهها قائل بشويم يا نه ، خودش يك بحثى است . به هر حال فرضى كه در باب قوهء واهمه كردهاند همين است . البته در باب اينكه كار قوهء واهمه چيست چند كار را به او نسبت دادهاند ؛ يكى از آنها همين است كه ذكر كرديم .